هر کس تمایل دارد برای این که درس عربی را تضمین ۱۰۰ ٪ یاد
بگیرد به طور خصوصی با ایمیل زیر تماس بگیرد
صفحه در حال بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
|
هر کس تمایل دارد برای این که درس عربی را تضمین ۱۰۰ ٪ یاد بگیرد به طور خصوصی با ایمیل زیر تماس بگیرد + نوشته شده توسط هادی در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 و ساعت
21:19 |
اگه می خوای بازدید کنندگان شما افزایش پیدا کند لینک باکس زیر را در وبلاگ یا سایتتان قرار دهید
+ نوشته شده توسط هادی در دوشنبه چهارم دی 1385 و ساعت
7:26 |
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم + نوشته شده توسط هادی در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت
23:22 |
دوست دارم دستم را بگيري ، و مرا نوازش كني! دوست دارم ، اشكهايم را با دستهايت از گونه هايم پاك كني! دوست دارم تو را در آغوشم بگيرم و گريه كنم! كجايي كه دلم هوايت را كرده است! كاش مي توانستم دستهاي گرمت را بگيرم و با تو به آن سوي مرز خوشبختي ها بروم! كاش مي توانستم از نزديك در آن چشمهاي عاشقت نگاه كنم! اما اين فاصله بين من و تو نمي گذارد كه من تنها عشقم را از نزديك ببينم ! كاش مي توانستيم از نزديك درد و دلهايمان را بهم بگوييم و بگوييم كه همديگر را دوست داريم! اي سرنوشت اين فاصله سياه را از بين ما محو كن كه ديگر طاقتم به پايان رسيد ، انتظارم به سر رسيد ، و دلم به جانم آمد. ديگر خسته شدم ، ديگر طاقت اين دوري و فاصله را ندارم! اي سرنوشت اين همه ما را شكنجه نده ، ديگر ما نمي توانيم بيش از اين دوري را تحمل كنيم! ديگر پايان راه است ، ديگر پاهايم توان راه رفتن در اين جاده پر از فاصله را ندارند. ديگر چشمهايم اشكي ندارند كه بريزند ، همه اشكهايم به خاطر اين دوري و فاصله از چشمانم ريخته شد ، و چشمانم ديگر سويي ندارند! چشمهايم سويي ندارند كه به زندگي بنگرند ، دستهايم زوري ندارند كه از عشق و دوري بنويسند ، خانه دلم نوري ندارد كه دلم را از محبت روشن كند! اي سرنوشت اين بازي پر از درد را تمام كن ، سرنوشت اينجا ديگر خط پايان بازي است! اي سرنوشت سر به سر دلم نگذار ، مرا خسته نكن ! اين دوري و فاصله را از بين ما محو كن! ديگر واژه اي نيست كه در مورد دوري و فاصله بنويسم و بيانش كنم! عشق پر از درد است اما دوري از عشق پر درد تر از يك درد است! سرنوشت سر به سر اوقات تلخ من نذار که بدجوری دلتنگم!
+ نوشته شده توسط هادی در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت
20:30 |
فراموشي به اين آسونيا نيست
اميد من. دلم از تو رها نيست ميخوام تو ياد من عشقت بميره ولي از قلب من مهرت رها نيست دارم آتيش مي گيرم از جدايي ولي هيچ كس به فكر دل ما نيست خدايا پس ميون اين همه دل چرا حتي يكيشون با وفا نيست همه دنيا ميدونن اين حديثو كه آرامش براي عاشقا نيست + نوشته شده توسط هادی در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385 و ساعت
17:46 |
کاش می شد کاش میشد اشک را تهدید کرد مدت لبخند را تمدید کرد کاش میشد در میان لحظه ها لحظه ی دیدار را نزدیک کرد
+ نوشته شده توسط هادی در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 و ساعت
11:20 |
هر كسي از من خواست با او باشم از من دور شد
مهرباني ديد و از اين لطف من مغرور شد خواستم با او بمانم تا ابد هم آشيان ديدم اما هر چه راگفتم به او در گور شد كاش مي شد قلب وسعت مي گرفت شمع با پروانه الفت مي گرفت كاش مي شد در پس احساسها خنده ها از اشك سبقت مي گرفت كاش مي شد از الفباي وجود عين و شين و قاف نشات مي گرفت كاش ميشد در پس سجاده ها يك دعا تا اوج رفعت مي گرفت + نوشته شده توسط هادی در سه شنبه پانزدهم فروردین 1385 و ساعت
10:57 |
گفتم : این روزها دل خیلی بهانه تو را می گیرد .هوای دیدن تو را دارد. گفت : می دانم همه چیز بهانه ایست برای شانه به شانه در حال و هوای با هم بودن رفتن نشستن و گریستن گفتم : چرا گریه ! رفتن و نشستن درست! اما گریستن را نمی خواهم نه ! گفت : برای برای حرمت نگاه ناگهان تو برای یک دل دریا حرف نگفته گفتم : و برای آنچه که گفتم و گفتم و نشنیدی ! گفت : برای آنچه خواستم و بودی خواستی و نبودم . برای هر چه که نمی دانم! گفتم : در تمام این همه سالها که همه از یادش برده بودند تو تنها کسی هستی که هستی ! گفت : در این دل دل دلواپسی عزیز دل ! وقتی تو هستی انگار همه نیستند. شب از آن شب ها که در عمرت کم دیده ای . دریا دریا ستاره! + نوشته شده توسط هادی در شنبه دوازدهم فروردین 1385 و ساعت
16:27 |
قلب من در هر زمان خواهان توست چشم هایم عاشقم مهمان توست گر چه لبریز از غم و درمانده ای هر نگاهم در پی درمان توست در میان ظلمت شبهای غم چلچراغ قلب من چشمان توست در کنارم لحظه ای آسوده باش همدم دستان من دستان توست
+ نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه سوم فروردین 1385 و ساعت
9:47 |
سلام
عزیزم خوبی اینو بدون تو این دنیا دلخوشی من هستی سال نو رو به تو که بهترینی تبریک می گم خدا کنه همیشه موفق باشی و اینو از ته دلم می گم خیییییییییییلی دووووووووست داااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارم + نوشته شده توسط هادی در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384 و ساعت
11:54 |
دلتنگي هايم آزارم مي دهد...نمي دانم...خسته ام ديگر طاقت ندارم...طاقت تحمل اين وجودم را...اصلا" وجود دارم؟! نميدانم چرا براي تو مي نويسم... فكر ميكنم يك سايه بيش ندارم... سايه اي كه مي داند عشق چيست و اين تنها دليلي است كه نمي خواهد باشد كاش خدا. آسمان. و يا يك نفس مرا به ياد مي آوردحتي لحظه اي + نوشته شده توسط هادی در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384 و ساعت
9:58 |
دستهايم را که ميگيري...
دوست دارم + نوشته شده توسط هادی در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384 و ساعت
9:46 |
يکي داشت و يکينداشت! اوني که داشت تو بودي اوني که تورو نداشت من بودم يکي خواست و يکي نخواست ! اوني که خواست تو بودي اوني که بي تو بودن را نخواست من بودم يکي بود پس کي نبود!يکي بودو يکي نبود! اوني که بود تو بودي اوني که نبود من بودم! يکي آوردو يکي نياورد! اوني که آورد تو بودي اوني که جز تو به هيچ کس ايمان نياورد من بودم يکي برد يکي نبرد! اوني که برد تو بودي اونيکه دل به تو باخت من + نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه یازدهم اسفند 1384 و ساعت
16:9 |
زندگی را دوست دارم
نه در قفس![]() عشق را دوست دارم ![]() نه در هوس ![]() تو را دوست دارم![]() تا آخرین نفس + نوشته شده توسط هادی در دوشنبه هشتم اسفند 1384 و ساعت
12:18 |
امشب امشب می خوام خدا رو تو چشمات ببینم امشب می خوام آسمون رو پرستاره بکنم لحظه ها رو واست توی دستام بکارم تموم ثانیه ها رو هدیه ی وجودت بکنم دنیا رو فدای نغمه ی احساست بدونم زندگی رو قربونی قلب پاکت بکنم فال حافظ رو برای با تو بودن بگیرم خودمو تا ابد قربونی عشقت بکنم عاشقانه به یادت هستم
+ نوشته شده توسط هادی در شنبه ششم اسفند 1384 و ساعت
22:6 |
یه پرنده یه پرندم ، یه پرنده غریب که می خوام زیر سقف تو بمونم دوست دارم که آسمونی ازتو سر پناهم باشه تا برات بخونم دوست دارم که کوله بار خستگی رو زیر سایبون عشق تو بذارم مثل آینه باشی تا توی باغ چشمات عاشقانه برای تو بخندم،برای تو ببارم باورم کن که تو پیچ و خم جاده که توی روشنایی دشت تاریکم با پری شکسته و روحی سرگردان همه وقت ، همه جا به دنبال تو می گشتم
+ نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه چهارم اسفند 1384 و ساعت
10:23 |
اگر رفتم تو يادم کن. اگر مردم تو خاکم کن. اگر ماندم در اين دنيا به مهر خود تو شادم کن
+ نوشته شده توسط هادی در سه شنبه دوم اسفند 1384 و ساعت
12:56 |
+ نوشته شده توسط هادی در دوشنبه یکم اسفند 1384 و ساعت
12:11 |
سایه من دوست دارم روح تو باشم نه عشق تو ..... چون مي خوام فقط لحظه مرگ از تو جدا بشوم .... دوستت دارم ...::: نوشته شده توسط هادی :::... + نوشته شده توسط هادی در یکشنبه سی ام بهمن 1384 و ساعت
21:5 |
|